ای کسانی که مامور کفن و دفن من هستید و مرا در تابوت سیاه
گذاشته اید وبه قبرستان می برید دستهایم را بیرون بگذارید
تا بگویم چشم به راه بودم و تکه آهن سرخی به روی قبرم بگذارید
تا به جای یار قلبم را بسوزاند و قالب یخی کنارم بگذارید تا
برایم بگرید.

باید گریست.باید گریه کرد،اشک ریخت و سوخت.باید گریست
برای قفس هایی که ازسایه خسته اند.باید بود برای شبهایی
که باران می بارد.ای که به آسمان غریبی ام بدرود گفتی...
من بی تو غریب ترین شرقی دنیایم.
کجایی ای صمیمی ترین رویای کودکانه ام...کاش پنجره ای بود...
کاش باز هم آسمان آبی بود...کاش باران می بارید تا از قفس چوبی
برایت ترانه می خواندم.

نوشته شده توسط یلدا در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 ساعت 11:48 موضوع | لینک ثابت
گل من اگر میتوانستی در قلب من راه یابی ونفوذ کنی آنجا می دیدی که زمزمه ی ملایمی به
گوشت می رسد ومی گوید:
تو را دوست دارم.
مه من اگر می توانستی از راز درونی و آه سینه سوز من آگاهی یابی می نگریستی که
از میان آن شعله ی سرکش و جانفرسا صدای خفیف وملایمی که در جان من
طنین انداخته به گوش می رسد و می گوید:
تو را دوست دارم.
محبوبم اگر می توانستی در اعماق روح من قدم بگذاری می دیدی که آن بیچاره ی سرگردان
همه وقت در جست و جوی توست و می گوید:
تو را دوست دارم.
زیبای من اگر می توانستی نگاه های در پی اشکبارم را درک کنی احساس می کردی
که می گوید:
تو را دوست دارم.

نوشته شده توسط یلدا در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 ساعت 16:48 موضوع | لینک ثابت
گفتن لحظه ی آخرواسه من همه سواله
دیدنه دوباره ی تو فقط تو خواب و خیاله
بوسه های آخر تو، توی قلب من می مونه 
هیچکی مثل تو بلد نیست دلمو بسوزونه
بعد رفتن تو روز وشب واسم سیاهه
می دونم بر نمی گردی اما باز چشام به راهه
جای پات به روی قلبم هنوزم تازگی داره
نه باورم نمی شه می گن که منو دوستم نداره
قول می دم وقتی که نیستی عکستو بغل نگیرم
قول می دم روزی هزاربار واسه ی اشکات نمیرم
قول می دم وقتی که نیستی پای عشق تو نسوزم
قول می دم در انتظارت چشمامو به در ندوزم
حالا دیگه گل خشکت واسم تنها یادگاره
منتظر به رات می مونم که تو برگردی دوباره
باورم کن ،باورم کن که بدون تو میمیرم
بی تو تنهام خوب می دونی که تو غصه ها م اسیرم
به زیر خاکمو هنوز نرفتی از خیال من
غصه نخور، سیاه نپوش،گریه نکن برای من
دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم
دوباره لحظه ها سپرد منو به باد رفتنم
بارون می باره و تو رو دوباره پیشم می بینم
اشک چشام حلقه می شه دوباره تنها می شینم
قول بده وقتی تنها می شم بازم بیای کنار من
شبای جمعه که میای بیای سر مزار من
به زیر خاکمو هنوز نرفتی از خیال من
غصه نخور،سیاه نپوش ،گریه نکن برای من
دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم
دوباره لحظه ها سپرد منو به باد رفتنم
سهم من ازتو دوریه تو لحظه های بی کسی
قشنگیه قسمت ماست که مابه هم نمی رسیم
پاییز غریب و بیرنگ اون همه گل مگه کم بود
گل من رو چرا چیدی گل من دنیای من بود
پ.ن.متن این شعر و اهنگ یه یادگاری از....
خیلی اذیتش کردم.امیدوارم روزی نرسه که بخوام این شعر رو
به تو نازنین یادگاری بدم.

نوشته شده توسط یلدا در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 2:51 موضوع | لینک ثابت
به دنیا آمدی تا دنیای من شوی.
نازنینم تولدت مبارک 

سلطان قلبم همیشه در قلب منی،عاشقانه دوستت دارم تا بی نهایت.
درجنگل سبز خاطراتم تک درخت یادت را همیشه جنگلبان خواهم بود.
غم و غصه هایم را مرهمی جز تو التیام نخواهد بخشید.
تک فانوس شبهای بی ستاره ام تو هستی.

عزیزم:
سالروز شکفتن غنچه ی گل وجودت را تبریک می گویم.
امیدوارم بتوانم پاسخگوی محبتهای تو باشم.

در سالروز تولدت یک سبد گل رز معطر با شمیم محبت ومزین به
شبنم عشق تقدیمت می کنم باشد که همیشه گل با طراوت
باغ زندگیم باشی.

نوشته شده توسط یلدا در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 ساعت 2:5 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

تقدیم به امیدها و آرزوها،
انتظارها و عشق ها .به
آنهایی که عذاب میکشند و
از عذاب عشق لذت میبرند.
تقدیم به تشنگانی که در آرزوی
آب میلرزند وبرای آب میمیرند.
تقدیم به احساسات آتش گرفته،
به فنا شده ها ،به تباه شده ها،
به شما که دوستتان دارم،
به تو که دوستت دارم.
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY