گفت :می خوام برات یه یادگاری بنویسم
گفتم :کجا؟؟؟
گفت :روقلبت.
گفتم:مگه می تونی؟؟
گفت:آره سخت نیست ،آسونه.
گفتم:باشه بنویس تا همیشه یادگاری بمونه.
...یه خنجر برداشت.
گفتم این چیه؟؟؟
گفت:سسییییسسس.
ساکت شدم.....
گفتم بنویس دیگه،چرا معطلی؟؟؟
خنجرو برداشت وبا تیزی خنجر نوشت: دوستت دارم دیوونه.
اون رفته....خیلی وقته....
اما هنوز زخم خنجرش رو قلبم یادگاری مونده.


نوشته شده توسط یلدا در یکشنبه نهم تیر 1387 ساعت 15:46 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

تقدیم به امیدها و آرزوها،
انتظارها و عشق ها .به
آنهایی که عذاب میکشند و
از عذاب عشق لذت میبرند.
تقدیم به تشنگانی که در آرزوی
آب میلرزند وبرای آب میمیرند.
تقدیم به احساسات آتش گرفته،
به فنا شده ها ،به تباه شده ها،
به شما که دوستتان دارم،
به تو که دوستت دارم.
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY